دین یا آداب؟


بسیاری از مسایل – هر چند درست باشند – باید به حساب آداب و رسوم و فرهنگ جامعه گذاشته شود نه به حساب دین ؛ اگر خداوند در قرآن، مردمان را از لحاظ نژاد و زبان و شعبه و قبیله... متفاوت می داند ولی نشان برتری کلی نمی داند بلکه فقط جهت تشخیص را بیان می فرماید آیا آداب و رسوم از همین قبیل نیستند؟ از آن طرف وقتی می بینیم که دین را همان فطرت و همان تقوا معرفی می نماید آیا جز این است که دین یک اصول و مبانی شناخته شده ای دارد که همه انسان ها در آن مشترک هستند و آنها را می شناسند؟ این مطلب نمی خواهد سکولاریسم را معرفی کند که بگوییم پس دین از سیاست و اجتماع و زندگی جداست بلکه می خواهد به نفوذ دین در تمام زندگی تاکید کند به این نحو که در این مراسم باید جنبه تقوا را در نظر بگیریم در عین حال آنها را مثل نماز و روزه؛ عبادت های خاص به حساب نیاوریم. آیا این مطلب درست است؟ به عنوان مثال؛ پاسخ شما به سؤال زیر چیست؟

کدام یک از موارد زیر مربوط به دین(با نگاه فعلی جامعه) است نه مربوط به آداب و رسوم اجتماعی؟

الف- آداب غسل و دفن و کفن... میت

ب- عقیقه

ج- مراسم عزاداری

د- هیچ کدام

کدام یک از موارد زیر خرافه است؟

الف- چشم زخم

ب- شفا گرفتن از درخت و...

ج- شفا گرفتن از امام زاده (این که مریض از امامزاده بخواهد تا برایش دعا کند)

د- همه موارد

2 تا مطلب مفید

ماهی یا ماهی گیری؟

http://www.miracle19.blogfa.com/

عکس امام

http://dardedin.blogfa.com/post-32.aspx

با تشکر از شما

غیر از قرآن = بدعت!

بدانيد كه اين قرآن اندرزدهنده اى است كه در اندرزش رنگ فريب نيست و راهنماينده اى است كه گمراه نمى كند و سخنگويى است كه دروغ نمى گويد. هر كس با قرآن همنشينى كند، چون برخيزد، چيزى بر او افزوده شده و چيزى از او كاسته گشته . به هدايتش افزوده شده و از كوردليش كاسته گشته . بدانيد، آنكه با قرآن است ، نيازمند نباشد و كس را بدون قرآن بى نيازى حاصل نگردد. شفاى دردهاى خود را از قرآن بجوييد، چون سختى پيش آيد از قرآن يارى خواهيد. قرآن شفادهنده بزرگترين دردهاست ، يعنى درد كفر و نفاق و تباهى و گمراهى . به قرآن از خدا حاجت خواهيد و با عشق به قرآن روى به خدا آوريد و قرآن را وسيله خواهش از مردم قرار مدهيد... بندگان خدا، براى روى آوردن به خدا، قرآن را نيكوترين وسيله يافته اند. بدانيد كه قرآن شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته آيد و گوينده اى است كه سخنش به تصديق مقرون باشد. هر كه را كه در روز قيامت قرآن شفاعت كند، بپذيرندش و، هر كه را در روز قيامت قرآن تقبيح كند، سخنش به زيان او گردد

شما گفته ايد كه پروردگار ما الله است . پس استقامت ورزيد بر كتاب او و به راه او، راهى كه شما را بدان فرمان داده ، به استوارى گام نهيد و بر طريقه شايسته عبادت او پايدار مانيد. و از آن راه ، كه در پيش پاى شما گشاده است ، بيرون مرويد و در دين بدعت مگذاريد و با دين مخالفت منماييد. زيرا آنان كه از آن راه پاى بيرون نهند، روز قيامت از آوردن حجت در نزد خدا مانده شوند.

بدانيد، اى بندگان خدا، كه مؤ من حلال مى شمارد، در اين سال ، چيزى را كه در نخستين سال حلال مى شمرد و حرام مى داند، در اين سال ، چيزى را كه در نخستين سال حرام مى دانست . بدعتهايى كه مردم در دين نهاده اند، حرامى را بر شما حلال نمى كند، بلكه ، حلال همان است كه خدا حلال كرده و حرام همان است كه خدا حرام كرده است .
شما كارها را آزموده ايد و تدبير آنها كرده ايد، از پيشينيان خود پند گرفته ايد، براى شما مثلها زده شده و شما را به حقيقتى ، كه روشن و آشكار بود، فرا خواندند. پس ، كران اند كه آن را نمى شنوند و كوران اند كه آن را نمى بينند. هر كس را كه خداوند از تجربه ها و آزمايشها سود نرساند از هيچ اندرزى سود نخواهد برد و هر روز بر ضلالت او بيفزايد، تا آنجا كه ، معروف را منكر شناسد و منكر را معروف انگارد.
مردم دو دسته اند: يكى آنكه از شريعت پيروى كند، ديگر آنكه در دين بدعت آورد، در حالى كه ، از سوى خداى سبحان او را نه از سنت برهانى است و نه از حجت پرتوى . خداى تعالى ، هيچكس را پندى نداده همانند اين قرآن . قرآن ريسمان محكم خداست و وسيله اى است از سوى او عارى از هر خطا، بهار دلهاست و چشمه دانش است و دلها را جز آن صيقلى نيست .

خطبه 175 نهج البلاغه که در بعضی نسحه ها خطبه 176 است.

محمد؛ خاتم النبین یا خاتم المرسلین؟!

پنجشنبه 12 آذر1388 ساعت: 18:5   توسط:sajjad

سلام فرق خاتم النبيين و خاتم النبين چيست ؟

پاسخ نویسنده وبلاگ:  در مورد خاتم النبین ظاهرا رازی در آن هست که با یک ی نوشته شده(اگر چه در winqt2 اشتباه نوشته شده ولیimage  آن در همانجا درست است) . رشاد می گوید که اگر ارزش عددی "محمد خاتم النبین" را با شماره سوره وآیه(33:40=73) جمع کنید مضرب 19 می شود (1349=19*71) اما به آن صورت دیگر نمی شود. اصطلاح "محمد خاتم المرسلین" هم که نداریم و مضرب 19 هم نمی شود. مگر این که بگوییم نبوت بالاتر از رسالت است(که نیازمند دلیل است). 

به نظر من هم با کنار هم گذاشتن برخی اعداد می توان به مضرب هایی از 19 رسید و بنابراین صرفا با اینها نمی توان رسول بودن را اثبات کرد. فکر می کنم، با فرض تفاوت نبی و رسول، رسول باید کار خاصی هم انچام داده باشد مانند رشاد خلیفه (معجزه 19) وافرادی که سخنشان را نقل نموده اید اعجازی ندارند . بنابراین باز هم کار رشاد با بقیه قابل مقایسه نیست مگر این که زلزله ای بتوانند از قرآن بدست آورند(مثلا). نظر شما در مورد ادعای کیخسرو امامی و حسن اوزتورک در سایت : http://www.universalunity.org/6.html و اثبات 666=قرآن چیست؟ انصافا در اینجا 95 برابر آنجا مضرب 19 هست!

شاید هم در مورد رسول بودن سخت می گیریم، آیا نمی توانیم تسامح به خرج دهیم و بپذیریم مخصوصا که خود را معصوم نمی دانند! و در هر حال باید از قرآن پیروی کنیم. والبته پذیرش رسول بعد از پیامبر خاتم برای شیعیان که قایل به امامت هستند نباید سخت باشد. آن هم امامت که بالاتر از نبوت است. نظر شما چیست؟(آیا بدون حدیث می توانیم پاسخ دهیم؟)

آیا خواب حجیت دارد؟


استاد غفاری همچنین می گفتند: خواب حجیت شرعی ندارد و بنابراین مسجد جمکران و اعمال آن را نمی توان قبول کرد به عنوان مسجدی به دستور امام زمان. او که همه احادیث را دیده بود می گفت: هیچ حدیثی در مورد زیارت امامزاده ها نداریم مگر در مورد حضرت معصومه و حضرت عبدالعظیم. ایشان اگر چه حدیث را قبول داشت ولی عاقلانه سخن می گفت در دانشگاه امام صادق تدریس می کرد و به او تهمت اخباریگری می زدند در حالی که بر عقل تکیه می کرد.

رشاد خلیفه هم خواب ابراهیم قربانی کردن اسماعیل را شیطانی می داند که خداوند به کمک ابراهیم آمد: قد صدقت الرؤیا... تو خواب را باور کردی...!

ضمنا اگر به نشانی http://godisonedownload.blogspot.com/بروید مقالات و نرم افزارهایی در مورد اعجاز ریاضی قرآن وپیام های آن قابل دانلود است.

کدام بهتر است؟


یادم هست چند سال قبل به جای دعای امام زمان که این روزها بعد نماز خوانده می شود دعای وحدت (و توحید) بین نماز ها خوانده می شد به نظر شما کدام درست تر است؟

 لا إله إلا الله الها واحدا ونحن له مسلمون لا اله الا الله ولا نعبد الا ایاه مخلصین له الدین ولو کره المشرکون  لا إله إلا الله ربنا ورب آبائنا الاولین لا إله إلا الله وحده وحده وحده  أنجز وعده، ونصر عبده، واعز جنده وهزم الأحزاب وحده فله الملك وله الحمد، یحیی و یمیت ، ویمیت ویحیی وهو حی لا یموت بیده الخیر وهو على كل شىء قدیر

پس آن را بخوانید!

از لفظ "کدام بهتر است" یاد حرف یکی از اساتید دانشگاه (مرحوم علی اکبر غفاری) افتادم که می گفتند: به جای "أمن یجیب المضطر اذا دعاه ویکشف السوء" بگوییم: یا من یجیب المضطر اذا دعاه ویکشف السوء. چون آیه در آن جا دارد مقایسه می کند بتها را باخدای یگانه که در آیات قبل آمده: "ءالله خیر اما یشرکون" (: آیا خدا بهتر است یا آن چه شریک او قرار می دهند؟) بعد می فرماید: أم من.. أم من.. ؟ این مثل آن است که مغازه دار به شما بگوید: نوشابه می خوای یا دوغ؟ و شما بگین: یا دوغ می خوام!

ایشان همچنین می فرمود در تعقیب نماز عصر{در بعضی زیارتنامه ها هم هست} که می خوانیم:... واساله ان یتوب علی توبة عبد ذلیل... معنایش این می شود ؛ از او (خدا) می خواهم که به من برگردد مانند بنده ذلیل... (استغفر الله) می دانیم که "توبة" مفعول مطلق نوعی است و نوع توبه را نشان می دهد و می دانیم که هرگاه ریشه توبه با حرف جر "علی" می آید توبه خداست و هرگاه با "الی" ؛ توبه انسان. خدا دوبار توبه می فرماید و انسان یک بار {من بررسی کردم توبه خدا 24 و توبه انسان 12بار آمده} احتمالا درستش این بوده: واسأله ان یتوب علی توبة رب جلیل... واتوب الیه توبة عبد ذلیل... علامه طباطبایی هم می نویسد: توبه انسان محفوف به دو توبه خداست! (چند تا از علمایی که چشم عصمت به آنها داریم اینها را می دانند؟)