دین یا آداب؟
بسیاری از مسایل – هر چند درست باشند – باید به حساب آداب و رسوم و فرهنگ جامعه گذاشته شود نه به حساب دین ؛ اگر خداوند در قرآن، مردمان را از لحاظ نژاد و زبان و شعبه و قبیله... متفاوت می داند ولی نشان برتری کلی نمی داند بلکه فقط جهت تشخیص را بیان می فرماید آیا آداب و رسوم از همین قبیل نیستند؟ از آن طرف وقتی می بینیم که دین را همان فطرت و همان تقوا معرفی می نماید آیا جز این است که دین یک اصول و مبانی شناخته شده ای دارد که همه انسان ها در آن مشترک هستند و آنها را می شناسند؟ این مطلب نمی خواهد سکولاریسم را معرفی کند که بگوییم پس دین از سیاست و اجتماع و زندگی جداست بلکه می خواهد به نفوذ دین در تمام زندگی تاکید کند به این نحو که در این مراسم باید جنبه تقوا را در نظر بگیریم در عین حال آنها را مثل نماز و روزه؛ عبادت های خاص به حساب نیاوریم. آیا این مطلب درست است؟ به عنوان مثال؛ پاسخ شما به سؤال زیر چیست؟
کدام یک از موارد زیر مربوط به دین(با نگاه فعلی جامعه) است نه مربوط به آداب و رسوم اجتماعی؟
الف- آداب غسل و دفن و کفن... میت
ب- عقیقه
ج- مراسم عزاداری
د- هیچ کدام
کدام یک از موارد زیر خرافه است؟
الف- چشم زخم
ب- شفا گرفتن از درخت و...
ج- شفا گرفتن از امام زاده (این که مریض از امامزاده بخواهد تا برایش دعا کند)
د- همه موارد
[25:30] : "وقال الرسول يرب ان قومي اتخذوا هذا القرءان مهجورا"